درسبد چشمهایم
انتظارت را چیده ام.
ودرسراشیب تند ِباد،
صدا میزنم:
شاخه ی یک نفس!
شکارچی مکث ِکرد -
دربرابر کبوترقشنگ-
نفهیمدم
خاطره پرنده بود یا فشنگ!